مباحثي نو درباره ي تكواژ
مباحثي نو درباره ي تكواژ
شمارش تکواژ و واژه
نکته هايي درشمارش تكواژ و واژه
1) - تکواژهای آزاد قاموسي و دستوري هم يك واژه محسوب مي شوند وهم يك تكواژ
. مثال: جلد اول شاهنامه را به دوست خود دادم
تکواژ ← جلد + -ِ + اول + -ِ + شاه + نامه + را + به + دوست + -ِ + خود + داد + -َ م
واژه ← جلد + -ِ + اول + -ِ + شاهنامه + را + به + دوست + -ِ + خود + دادم
2)- برای ِ» یک تکواژ و یک واژه است زیرا کسره ، جزیی از این کلمه است؛ مانند:
برای ِ من: تکواژ ← برای ِ + من/ واژه ← برای ِ + من
3)- واج های میانجی(ی، ک، گ، ج، همزه، و) تکواژ به شمار نمی آیند؛ مانند :
گرسنگان: تکواژ ← گرسنه + ان/ واژه ← گرسنگان
4) - از میان انواع «ي » فقط «ي اسنادي » و ضمایرمتصل)م – ت – ش – مان - تان –شان( هم تکواژ و هم واژه به شمار می آید، در حالی که انواع دیگر«ي » فقط تکواژمحسوب می شوند؛ مانند : دانشمندی
تکواژ ← دان + -ِ ش + مند + ی
واژه ← دانشمند + ی = دانشمند هستی
5) - تکواژهای ماضی ساز )د – ت – ید - اد( علاوه بر آن که در شمارش تکواژهای افعالماضی با قاعده منظور می گردند، در شمارش تکواژهای اسم و صفت هم به حساب می آیند؛مانند :
کشیدم : تکواژ ← کش + ید + َ م
خورده باشد: تکواژ ← خور + د + ه + باش + -َ د / واژه ← خورده باشد
خوردنی: تکواژ ← خور + د + -َ ن + ی/ واژه ← خوردنی
خریدار: تکواژ ← خر + ید + ار/ واژه ← خریدار
6)- در فعل هایـی کـه شناسـه ظاهـر نمی شود و شناسه ی محـذوف با علامت تهی « Ø» نشان داده می شـود،در شمارش تکواژها، علامت تهی نیـز یک تکواژ به شمار می آیـدمانند :
رفته بود: تکواژ ← رفت + ه + بود + Ø / واژه ← رفته بود
بترسان: تکواژ ← ب+ ترس + ان + Ø / واژه ← بترسان
نکته1)- : سوم شخص مفرد ماضی مستمر دارای دو تکواژ تهی است:
داشت می رفت: تکواژ ← داشت + Ø + می + رفت + Ø / واژه ← داشت می رفت
نکته2) -: در فعل های آینـده تکواژ تهـی کاربـرد ندارد زیـرا در ایـن فعل ها شناسـه به فعلکمکی(خواه) افزوده می شود:
خواهد رفت: تکواژ ← خواه + -َ د + رفت/ واژه ← خواهد رفت
7)- افعال ماضی بعید، ماضی نقلی، ماضی التزامی، ماضی مستمر، مضارع مستمر، آینده ومجهول که دارای فعل کمکی هستند، روی هم رفته یک واژه به شمار می آیند:
گفته می شود: تکواژ ← گفت + ه + می + شو + -َ د/ واژه ← گفته می شود
دارد می رود: تکواژ ← دار + -َ د + می + رو + -َ د/ واژه ← دارد می رود
8) - در هنگام شمردن واژه ها توجه به ساده، پیشوندی یا مرکب بودن فعل بسیار مهم استزیرا اگر فعلی مرکب باشد، آن را همراه با جزء اسمی اش کلاً یک واژه به شمار باید آورد.
کتاب را در کتاب خانه قرار می دهد (فعلمرکب تکواژ ← کتاب + را + در + کتاب+ خانه + قرار + می + ده + -َ د
واژه ← کتاب + را + در + کتاب خانه + قرار می دهد
نقاش دیوار اتاق ها را رنگ زد (فعل ساده
تکواژ ← نقاش + دیوار + -ِ + اتاق + ها + را + رنگ + زد + Ø
واژه ← نقاش + دیوار + -ِ + اتاق ها + را + رنگ + زد
بدیهی است که در فعل های پیشوندی نیز فعل را همراه با پیشوند آن، کلاً یک واژه به شمارباید آورد.
قارون با گنج های خود در زمین فرو رفت (فعل پیشوندی
تکواژ ← قارون + با + گنج + ها + -ِ + خود + در + زمین + فرو + رفت + Ø
واژه ← قارون + با + گنج ها + -ِ + خود + در + زمین + فرو رفت
9) - نشانههاي اختصاري تكواژ و واژه به حساب نميآيند زیرا باوجود آن که معنی دارند،اینمعنی ناشی از مقوله ی اعتبار زبانی نیست بلکه از یک قرارداد اجتماعی حاصل میشود،یعنی هریک نشانه ای است که ذهن را به سوی یک مفهوم قراردادی رهنمون میسازد. پس اگر چيزي ميبايست داراي واج و تكواژ و ... به شمار آيد، مدلول اين دال استنه خود آن. مانند : (ص) ، (ع) ، (ره)
10) - - اجزای محذوف در کلام ( نهاد،متمم اجباری،فعل،مفعول ،حرف اضافه و نقش نمایاضافه) که گاهی حذف می شوند ، در شمارش واحدهای زبان(واج،تکواژ ، واژه و......)محسوب می شوند زیرا این اجزا در کلام وجود دارند فقط حضور ندارند.
به همین دلیل معمولا به ازاي هر جزء محذوف در جمله،از نشانهي ø يا –در رسم نموداراستفاده می شود.
حذف، نظام جمله را تغيير نميدهد؛ بلكه تنها، جزیي يا بخشي از سخن را كه - گوينده فكرميكند- شنونده ميداند، از روساخت حذف ميكند اما در ژرفساخت همچنان موجود استو بايد ø يا – را هم كه به جاي جزء محذوف ميگذاريم، در شمارش گروه ، واژه و تکواژ بهحساب بياوريم.مثال : علی کتاب خرید.
جمله ی مستقل : علی کتاب خرید.
جمله : علی کتاب خرید.
گروه : علی + بازار + کتاب + خرید ø
واژه : علی + از + بازار + کتاب + خرید ø
تکواژ : علی + از + بازار + کتاب + خر + ید + ø
واج : /ع/،/ َ /،/ل/،/ی/،/ء/، / َ /ز / ..
بحث تكواژ و انواع آن
يكي از مباحث مهم و بحث انگيز كتاب هاي زبان فارسي متوسّطه ،بحث تكواژهاست. بر آنيم تا با شرح و بحث اين موضوع ، راه گشاي دانش آموزان عزيز باشيم . به اين اميد كه مورد توجّه واقع شود .
تكواژ كوچك ترين جزءِ معنا دار يا دستوري زبان است كه از يك يا چند واج ساخته مي شود .به عبارت ديگر بخشي از زبان كه بر اساس دستوري بودن و معناداربودن قابل تجزيه نباشد . مثل :
پرهيز+ گار در كلمه ي « پرهيزگار » و دان + -ِ ش + آموز در كلمه ي « دانش آموز »
تكواژ ها به دو نوع «آزاد » و «وابسته » تقسيم مي شوند و تكواژ آزاد نيز خود به دو دسته تقسيم مي شود : الف)قاموسي : تكواژهايي كه معنا و كاربرد مستقل دارند و ديگر قابل تقسيم شدن به اجزاي كوچك تر نيستند .مثل :ميز ، كتاب
نكته:: بن مضارع و بن ماضي افعال يك تكواژ آزاد محسوب مي شوند . مثل : « پرس» در « مي پرسد »
نكته: : كلماتي كه پيشوندهاي غير كاربرد در امروز دارند ، يك تكواژ آزاد به شمار مي آيند. چون زبان شناسان پيشينه باستاني زبان را در نظر نمي گيرند . .مثل : دبستان ، ديروز ، كدخدا ، سياوش ، تهمينه ، زمستان ، ديوار، ناودان
ب ) دستوري :تكواژي كه كار آن ها پيوند واژه ها و جمله ها يا مشخّص كننده ي نقش واژه ها ست . اين تكواژ ها همان حروف ونقش نماها هستند كه عبارت است از :
1- نقش نماي اضافه ( -ِ ، ي جانشين كسره ) مثل : درِكلاس ، خداي بزرگ
نكته: : كسره در ميان كلماتي چون «تختِ خواب » تكواژ وابسته يا وند است نه تكواژ آزاد .
2- نقش نماي متمّمي ( حروف اضافه ) : از ،در ، براي ، سوي ، بدونِ ، با و...... مثل : سويِ باغ ( سوي + باغ )
نكته:: حروف اضافه « بهرِ ،سويِ، برايِ ، يك تكواژ به حساب مي آيند . زيرا -ِ متعلّق به خود واژه است
3- نقش نماي مفعولي ( را ) شاهنامه را خواندم .
4- نقش نماي منادا ( اي ، يا ، ايا ، الف در آخر اسم ) مثل : ياحسين ( يا+ حسين )
5-نقش نماي حروف ( وابسته ساز وهم پايه ساز ) مثل : كه ،تا ، پس ، اگر ، اگرچه ، به طوري كه و.... / امّا ، ولي ، يا ، و
نكته:: حروفي چون : اگرچه ، به طوري كه ، چنان كه ، تا اين كه ، همين كه و.... از دو يا چند تكواژ ساخته مي شوند .
6- ضماير متّصل ( -َ م ، -َ ت ، -َ ش ، -ِ مان ، -ِ تان ، -ِ شان )
نكته:: اين ضماير اگر به اسم اضافه شوند ، مضافٌ اليه هستند واگر به فعل اضافه شوند ، مفعول يا متمّم هستند . مثل : كتا بش (مضافٌ اليه ) خندان ديدمش ( مفعول )
نكته: : تكواژهاي آزاد ، هم تكواژ هستند و هم واژه محسوب مي شوند .
نكته: هرگاه (چنين و چنان ، چه و عجب ، هر و هيچ وابسته ي يك گروه اسمي باشند ، در پايان اين گروه «ي » ظاهر مي شود كه آن نيز با همان وابسته ي پيشين يك تكواژ محسوب مي شود .مثل چنين كتابي كه دو تكواژ دارد .
تكواژ هاي وابسته ، كاربرد ومعناي مستقل ندارد ودرساختمان واژه هاي ديگر به كار مي رود . اين تكواژها بردونوع هستند : الف ) تكواژهاي تصريفي : كه واژه ي جديد نمي سازند و واژه را براي قرارگرفتن در ساختار نحوي جمله آماده مي كنند . اين تكواژها عبارتنداز :
1- علامت هاي جمع : ها ، ان ، ات ، ين ، ون مثل : كتاب ها ، درختان
نكته : علامت هاي ( يان ، گان ، جات ) شكل يكي از علامت هاي مذكور است كه به اوّل آن ها يك صامت ميانجي افزوده شده است . صامت هاي ميانجي تكواژ به حساب نمي آيند . مانند :تشنگان ( تشنه + گ + ان ) سبزيجات ( سبزي + ج + ات ) پلّكان ( پلّه + ك + ان ) ماهرويان (ماه+رو+ ي+ ان)
2- ي نكره ( ي مجهول كه مفهوم ناشناختگي را مي رساند) مثل :
مردي ديدم كه پا نداشت . (مرد + ي ) سربازي خاكستر شده بود
3- علامت هاي صفت تفضيلي و عالي ( تر ، ترين ) مانند : جذّاب ترين فيلم
4- اجزاي پيشين فعل ( مي ، ن ،ب ) مثل : مي گفت ، نرفت ، برو
5- شناسه ها ( -َ م ، ي ، -َ د ، يم ، يد ، ند )
نكته: شناسه ي سوم شخص مفرد در افعال ماضي ، فقط در ماضي التزامي ظاهر مي شود ودر ساير افعال شناسه تهي است .اگر «د » مشاهده شد ، و قبل از آن « -ٌ » بيايد ، « د » شناسه است درغير اين صورت،علامت ماضي ساز است . مثل : خورد ، ترسيد Ø ، مي نويسٌد : د
نكته : شناسه ها چه مذكور باشند چه محذوف ، يك تكواژ به حساب مي آيند . درافعال سوم شخص مفرد ماضي (به جزماضي التزامي ) ، فعل هاي امر مفرد ،و سه فعل « است ، هست ونيست » شناسه ي محذوف آن ها به عنوان تكواژ صفر درشمارش تكواژ ها يك تكواژ به حساب مي آيد . مثل : است Ø / برو ( ب + رو + Ø ) / نوشت Ø
نكته در شمارش تعداد تكواژ افعال ماضي نقلي نبايد فعل « است » را دوباره زنده كرد بنابراين تكواژهاي فعل مذكور را به صورت (خور+د+ ه + ام ) در نظر مي گيرند .
6- علامت هاي گذراساز افعال : « ان » مثل : پراند ( پ + ا ن + د )
نكته : علامت هاي ماضي ساز ( د ، يد ، ت ، اد ) در افعال باقاعده ( افعالي كه مستقيمأ درساختمان ماضي آن ها ، بن مضارع وجود دارد ) يك تكواژند . مثل : مي خورد م ( مي + خور + د + -َ م )
*افعال با قاعده و بي قاعده *
فعل هاي ماضي ازنظرساختمان به دو گروه « باقاعده » و «بي قاعده » تقسيم مي كنند:
الف : افعال باقاعده : افعالي هستندكه از بن مضارع به علاوه يكي از پسوندهاي ماضي ساز « اد،يد ، د ، ت ، ست » تشكيل يافته اند .
افعال با تكواژ ماضي ساز « اد» : فرستاد ، افتاد ، نهاد ( فرست + اد)
افعال با تكواژ ماضي ساز« يد » : رسيد ، انديشيد ، ( انديش + يد )
افعال با تكواژ ماضي ساز« د» : افشاند ، آورد ، گمارد ( گمار + د )
افعال با تكواژ ماضي ساز« ت» : كُشت ، شكافت ( شكاف + ت )
افعال با تكواژ ماضي ساز« ست »: توانست ، آراست ، گريست ، دانست ، زيست ( زي + ست )
نكته : اگر فعل باقاعده ،مركّب يا پيشوندي بود ،پيشوند ياجزءِ غير صرفي به تعداد تكواژها اضافه مي شود مثل : بازآورد : باز+آور+د+ Ø
افعال بي قاعده :
افعالي هستند كه در ساختمان آن ها بن مضارع به علاوه يكي از پسوند هاي ماضي ساز وجود ندارد . مثل : گفت ، گذاشت ، آميخت ، داشت مي رفت
ب ) تكواژ هاي اشتقاقي : تكواژهايي كه واژه ي جديد مي سازندتاكمبودهاي واژگا ني را رفع نمايند . به عبارت ديگر اين تكواژها درساختمان كلمات جديد به كار مي روند .
يادآوري : چنان چه گفته شد در تكواژهاي اشتقاقي بايد شكل امروزي وپركاربرد واژه را در نظر گرفت .بنابراين كلمه هاي زير ، ساده ويك تكواژ آزادند : دشوار ، سهراب ، شيرين ، كلوچه ، غنچه ، بوستان ، بنگاه ، چيستان ، ساربان
تكواژهاي اشتقاقي در سه شكل ظاهر مي شوند : (الف : پيشوند ب : ميانوند پ : پسوند ) .
پيشوند ها عبارت است از : ( با ، بي ، نا ،هم ، ب ، باز ، بر ، در ، فرا ، فرو ، فرود ، ور ، وا ، ن ) مثل : بادب ، بي خرد ، ناكام ، هم كار ، بنام ، بازگشت ، برگشت ، درآمد ، فراخواند ، فرو رفت ، فرود آورد ، ور رفت ، وارفت ، نسنجيد .
ميانوند ها عبارتنداز : ( ا ، و ، تا ، وا ، ن ، نا ، -ِ ، به ، در ) مثل : سراسر ، تكاپو ، پيچ وتاب ، دست ودل باز ، سرتاسر ، جور واجور ، خدانشناس ، حق ناشناس ، تختِ خواب ، دست به عصا ، پيچ درپيچ
پسوندها عبارت است از : (ي، ا ، ان،ار،ك، آسا،آگين،گين،انه،ينه،نده،مند،وار،ور،ين،گاه،-ِش،گانه، گر،گري،يّت ،ه،گار،چي،بان، دان، ستان،زار،يّه ،چه،ناك،بر،باز،بار،- ن،ديس،كار، كده،گون،وش،اني،و.....)
كه به برخي از آن ها اشاره مي شود .
1- « ي » وا نواع آن :
صفت نسبي : ( صفتي كه موصوف خود را به كسي يا چيزي نسبت مي دهد ) مثل : تهراني ، آسماني ، سنگي ، قهوه اي ،
صفت ليا قت : ( صفتي كه شايستگي وقابليّت موصوف را مي رساند ) مثل : خوردني
اسم مصدر : دوستي ، خوبي ، مردانگي ، زندگي * صفت شغلي : قصّابي
فعل اسنادي :توبزرگي ( تو بزرگ هستي )
2- الف و انواع آن :
1- ندا ( خداوندا ! به فرياد دلم رس ) ، 2- كثرت ( دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا /
3- تعجّب ( شگفتا)4 – صفت فاعلي ( صفتي كه بركننده ي كار دلالت مي كند ) مثل : بينا