نكات مهم ترجمه براي تمام پايه ها
باسمه تعالی
برای ترجمه جملات فارسی به عربی نکات زیر را در نظر می گیریم:
1- اگر عبارات از چند جمله تشکیل شده باشد آن را به جملات کوتاه تقسیم کنید.
2- کلمات را از نظر اسم و فعل و حرف درنظر بگیرید.
3- چنانچه در جمله فعل به کار رفته باشد ، زمان ( ماضی ، مضارع ، امر ) و صیغه ی فعل را تعیین نمایید.
4- به تعداد و جنس اسم ها و ضمایر ، معرفه یا نکره بودن آنها و قیدهای حالت و تأکید و مانند آن توجه کنید.
5- هرکلمه را با توجه به ویژگی های آن به طور جداگانه به عربی ترجمه نمایید .
6- کلمات را بر اساس ساختار جمله ی فعلیّة یا اسمیّة مرتب کنید.
7- هر کلمه را با توجه به نقش آن در جمله اعراب گذاری نمایید.
ماضی اسم ظاهر
ساختار جمله ی فعلیّة: فعل مضارع + فاعل ضمیر بارز + مفعول به در صورت متعدی بودن فعل + سایر اجزاء
امر ضمیر مستتر
اسم مرفوع اسم مفرد
ساختار جمله ی اسمیّة: مبتدا ضمیر مرفوع + خبر جمله + سایر اجزاء ( قیدها و شبه جمله هاو...)
زمان | معادل عربی | معادل فارسی | مثال |
گذشته ساده | سَمِعَ | شنید | الیوم أکملتُ لکم دینکم و أتممتُعلیکم نعمتی امروز دینتان را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم. |
گذشته نقلی | قد+سَمعَ | شنیده است | قَد أنزَل اللهُ الیکم ذکراً خداوند برای شما ذکری (قرآن ) رافرستاده است. |
گذشته بعید | کان + قد + سَمعَ | شنیده بود | کانَ الامامُ قَد نَصَحَ الرّجلَ التّائبَ . امام مرد توبه کننده را نصیحت کرده بود. |
گذشته استمراری | کان + یَسمعُ | می شنید | کان یَستَحیی نساءهُم (فرعون) زنانشان را زنده می گذاشت . |
ماضی استفهامی | هَل (أ) سَمِعَ؟ | آیا شنید؟ | أرأیتَ الّذی یُکذّبُ بالدّین؟ آیا دیدی کسی را که دین را تکذیب می کند؟ |
مضارع اخباری | یَسمَعُ | می شنود | و تَری الجبالَ تَحسبُها جامدةً و هیَتمرّ مرّ السّحاب. وکوهها را می بینی می پنداریایستاده اند در حالی که چون ابر می گذرند . |
مضارع التزامی | حروف ناصبه(أن،ﻟ،حتی)+یَسمَعِ | بشنود(باید بشنود) | یُریدونَ لیُطفئوا نور الله بأفواههم. می خواهند نور خداوند را با دهانهایشان خاموش کنند. |
مضارع استفهامی | هَل (أ) یَسمعُ؟ | آیا می شنود؟ | فَهَل تَری لَهُم مِن باقیةٍ؟ آیا از آنها کسی را باقی می بینی؟ |
مستقبل | س یا سوف + یَسمعُ | خواهد شنید | و لَسوف یُعطیکَ ربّکَ فَتَرضی و پروردگارت به تو آنگونه خواهد بخشید که راضی شوی سَیَذَّکّرُ مَن یَخشی هر کس بترسد عبرت خواهد گرفت |
امر | إسمَع | بشنو | اُذکُروا اللهَ ذکراً کثیراً. خداوند را بسیار یاد کنید. |
جملات ربطی(اسنادی) | مبتدا+خبر | استفاده از فعل ربطی | و اللهُ سَمیعٌ بَصیرٌ . خداوند شنوای بینا است . |
ب) تطبیق منفی زمانها:
زمان | معادل عربی | معادل فارسی | مثال |
گذشته ساده منفی | ماسَمِعَ یا لَم یَسمَع | نشنید | و ما تفرّق الّذینَ اُوتوا الکتابَ . و کسانی که به آنها کتاب (خدا) داده شدپراکنده نشدند أ لَم نَشرَح لکَ صَدرَک . آیا سینه ی تو را برایت گسترده نکردیم . |
گذشته نقلی منفی | لَمّا یَسمَع یا ما قَد سمعَ | نشنیده است | لَمّا یَدخُل الایمانُ فی قلوبهم . هنوز ایمان در دلهایشان وارد نشده است . |
گذشته بعید منفی | ما کانَ سَمعَ یا لَم یَکن سَمعَ | نشنیده بود | ما کانَت الصّحوة الاسلامیّةُ انتَشَرَت فی کلّ البِلادِ . بیداری اسلامی در همه ی کشورها گسترده نشده بود . |
گذشته استمراری منفی | ما کانَ یَسمعُ یا کانَ لایَسمعُ | نمی شنید | کانَت الثّورة لا تَخضَعُ أمامَ المُستَکبرینَ . انقلاب در برابر مستکبران سر فرود نمی آورد . |
حال منفی ( مضارع اخباری منفی) | لا یَسمعُ | نمی شنود | لا یَسمعونَ فیها لَغواً و لا کذّاباً . در آن ( بهشت ) سخن بیهوده و دروغ نمی شنوند |
مضارع التزامی منفی | أن لا یَسمعَ ( ألاّ یَسمعَ ) | نباید بشنود | لکی لا تأسوا علی ما فاتَکُم . تا بر آنچه از دستتان رفته است تأسّف نخورید . |
مستقبل منفی | لَن یَسمَعَ | نخواهد شنید | و لَن تَجدَ لسنّة اللهِ تَبدیلاً برای قانون خداوند تغییری نخواهی یافت. |
امر منفی (نهی) | لا تَسمَع | نشنو | و لا تَحزَنوا و أنتم الاعلون إن کنتُم مؤمنینَ غمگین نباشید در حالی که شما برترید اگر به خدا مؤمن باشید . |
نکته های مهم:
1- أفعَل التفضیل + مَن صفت تفضیلی فارسی « العلمُ أفضلُ من الجهلِ » علم از نادانی بهتر است .
2- أفعل التفضیل هرگاه بدون مِن به کار رود و به اسم بعد از خود اضافه شود غالباً معادل صفت عالی ( برترین ) زبان فارسی ترجمه می شود . « النّبیّ أفضل النّاسِ » پیامبر برترین مردم است .
3- صفت در زبان فارسی همواره به صورت مفرد ترجمه می شود اگر چه در زبان عربی جمع باشد . « الطلّاب المُجتهدونَ » دانش آموزان کوشا
4- در جملات وصفیّه و حالیّه فعل مضارع پس از فعل ماضی به صورت ماضی استمراری ترجمه می شود . « جَلستُ أتأمّلُ » نشستم در حالی که می اندیشیدم
5- هنا و هناک که ظرف مکان و به معنی اینجا و آنجا می باشد اگر خبر مقدّم باشد به معنی « وجود دارد ، هست » ترجمه می شود . « هناک کتبٌ یُفیدُنا » کتابهایی وجود دارد که برای ما مفید است .
6- حرف « لولا » به معنی « اگر نه » از ادوات شرط بوده و جواب آن غالباً فعل ماضی ساده می باشد اما در زبان فارسی به صورت ماضی استمراری ترجمه می شود « لولا الایمانُ لَضَلَّ الانسانُ » اگر ایمان نبود انسان گمراه می شد
7- « ما زال ، لایَزالُ » به صورت قید زمان ترجمه می شود و به معنای « همچنان و پیوسته » می باشد . لا یَزالُ الحقُّ صامداً » حق پیوسته استوار است .
8- اصطلاح « ما إن ....... حتی » کاربرد جدیدی در زبان عربی است و به معنای « همین که ، به محض اینکه ...» می باشد . « ما إن وَصَلَ حتّی بَدَأ کَلمَتَهُ » به محض اینکه رسید سخنرانی اش را آغاز کرد .
9- کاربرد « نفی + استثناء » که نوعی تأکید و حصر را می رساند از اسلوبهای رایج در زبان عربی است و به صورت « فقط ، تنها ... » استفاده می شود . « ما قَصَدَ مِن جُهوده الاّ وجه الله » از همه ی تلاشهایش تنها رضای خدا را قصد کرد
10- « کان » بر سر جمله ی اسمیّة غالباً زمان ماضی استمراری را می رساند « کانَ النبیّ دائمَ التّأکید للصّلاة » پیامبر همواره بر نماز تأکید می فرمود .
11- در جملات شرطی ، جمله شرط به صورت زمان التزامی و جواب شرط به صورت اخباری ترجمه می شود. « مَن یُؤمن بالآخرة لا یَظلم← کسی که به آخرت ایمان بیاورد ستم روا نمی دارد